زندگی بین تابلوهای خروج
Life Between the Exit Signs
پسری جوان در اتاق بیمارستانی که مادر بیمارش ناپایدار است ایستاده است. او به جای بیدار کردن او، اتاق را ترک میکند. به دنبال هیجان، او از طریق روز و شب به پرسه زدن میپردازد. او با رویدارهایی روبهرو میشود که ترسهایش، تعارضهای هویتیاش و احساس تعلق در این دنیا را روشن میکند.