خط داستانی
بازیگر کارول آدامز از تئاتر بازنشسته میشود زمانی که با تاجر گرگوری دیویس نامزد میشود، اما به طور فزایندهای از وفاداری بیچون و چرای گرگ به کسبوکارش ناامید میشود. خسته از نادیده گرفته شدن، کارول حلقه نامزدیاش را نزد منشی گرگ، سارا اندرسون، میگذارد و به مکزیکوسیتی پرواز میکند تا قلب شکستهاش را ترمیم کند و از دوستانش، آنیتا و آرتورو مارتینز، دیدن کند. در هواپیما، کارول با رامون کاررانزا، یک خواننده و ستاره سینما که در مکزیک بسیار محبوب است، آشنا میشود.