دو دوست
Two Friends
دو دوست جدانشدنی، ویتیا مالیف و کستیا شییشکین، برای گروه پیشاهنگی خود دردسرهای زیادی ایجاد میکنند: دفترچههای یادداشت آنها همیشه پر از نمرات پایین است. این دوستان بیش از حد مشغول فوتبال هستند. تنها غروبها آنها را وادار به ترک زمین بازی میکند. مادر ویتیا، توپ فوتبال پسرش را میگیرد، اما دوستان سرگرمیهای جدیدی اختراع میکنند و تعداد نمرات پایین در دفترچههایشان به طرز نگرانکنندهای افزایش مییابد. کستیا شییشکین به بهانه «بیماری» بهطور کلی از رفتن به مدرسه خودداری میکند. این داستان بر اساس داستانی از نیکولای نوسوف است.