پروانه سیاه
The Black Peacock
مارکو، یک مهندس ایتالیایی از میلان به سانتو دومینگو، هایتی میآید تا ساخت یک سد را ادامه دهد. پیشینیه او، کلاگر، بدون هیچ نشانی ناپدید شده و او قرار است جای او را بگیرد. وقتی به آنجا میرسد، همسرش لورا در انتظار اوست و این دو - به همراه راهنمایشان رومرو - به کلبه کوچک و دورافتاده جنگلی میروند که کلاگر قبل از ناپدید شدن در آنجا اقامت داشت. این زوج به زودی در مراسم مرموز وودو که توسط رهبر مذهبی هایتی، بالگا، که مخالف این کار است، انجام میشود، درگیر میشوند. در همین حال، روح کلاگر او را درباره تکمیل کار هشدار میدهد. تنها به لطف مداخله پلیس، لورا که مجذوب این مراسم شده، نجات یافته و به ایتالیا بازگردانده میشود.