گریه نکن تنها صدای رعد است
Don't Cry, It's Only Thunder
در جریان جنگ ویتنام، برایان اندرسون، یک پرستار نظامی جوان، در جنگی در سایگون مستقر است. در ابتدا بیعاطفه و با منافع شخصی عمل میکند، اما قلبش با کودکان یک یتیمخانه محله به دست امدن دوستانه میشود. در ابتدا دکتری به نام کاترین کراس او را برای کمک به کودکان ترغیب میکند، اما به تدریج برایان داوطلبانه زندگی حرفهای و امنیتش را به خطر میاندازد تا به یتیمان غذا و دارو بدهد.