دختر وحشی
The Wild Girl
یک غریبه در حال مرگ، یک دختر بچه را در یک کمپ کولی رها میکند و یادداشتی میگذارد که در آن توضیح داده شده است که در روز تولد هجده سالگیاش، او باید یک ملک در ویرجینیا را به ارث ببرد. رئیس کولی، از ارزش دختر آگاه است و به سابیا، مادری قبیله، دستور میدهد که او را به عنوان یک پسر بزرگ کند. سالها بعد، در حالی که قبیله در حال سفر به ویرجینیا است، ووشو، پسر رئیس، جنسیت واقعی دختر را که اکنون فایرفلای نامیده میشود، کشف میکند و خواستار ازدواج با او میشود.