خط داستانی
اسمیدلی مدیر دره سنگهای متوازن است که در آن سنگهای بزرگ بر روی میلههای بلند قرار دارند. همانطور که اسمیدلی توضیح میدهد، کوچکترین صدا کافی است تا سنگها سقوط کنند ("باید از یک ماهی طلایی در یک آکواریوم ضد صدا هم ساکتتر باشید") بنابراین تعجبی ندارد که او وقتی چلی ویلی با انواع وسایل پر سر و صدا از جمله ترقهها، یک "آجر بومرنگی"، یک زنگ شادی، تفنگهای نوآورانه و تلفنهای منفجره میآید، دچار وحشت میشود.