خط داستانی
موش جک گاو خانواده را میفروشد (هی، این یک کارتون است) و در عوض یک مشت دانههای پرش مکزیکی میگیرد، که مادرش او را سرزنش میکند و دانهها را به حیاط میاندازد. از زمین یک ساقه لوبیا بزرگ میروید و جک را به یک جزیره ابری در آسمان میبرد که قلعهای متعلق به یک گربه خونخوار غولپیکر دارد. جک مرغی را که تخمهای طلا میگذارد میدزدد و گربه او را تعقیب میکند.