May Fairy Tale
فیلم افسانه ماه مه
ریشا، دانشجوی حقوق، به جای تحصیل، به مهمانیها و شوخیها میپردازد. پدرش که از او عصبانی است، از کمک به او برای پرداخت بدهیهایش امتناع میکند. اما ریشا کاملاً ناامید نیست. او تصمیم میگیرد مدتی را با داییاش که کشیشی در موراوی است، بگذراند تا برای امتحاناتش آماده شود. او در یک بال روستایی با هلنکا، دختر خجالتی نگهبان محلی، آشنا میشود و مجذوب او میشود. روزها میگذرد و رابطه ایدئال آنها شروع به خستگی ریشا میکند. او شروع به گفتن درباره زندگی پرخطرش و دلشکستگیهای زنان زیبا به هلنکا میکند. هلنکا آسیب میبیند و دیگر نمیخواهد ریشا را ببیند. داییاش از رفتار او عصبانی میشود و او را از خانه بیرون میکند. ریشا به شدت تلاش میکند تا هلنکا را پیدا کند و از او عذرخواهی کند.