خط داستانی
هیرا دو علاقه در زندگی خود دارد: عشقش به ریما، مهماندار هواپیما، و عکاسی. وقتی ریما در یک حادثه هوایی جان خود را از دست میدهد، هیرا تنها با یک علاقه در زندگیاش باقی میماند - عکاسی. در یکی از جلسات عکاسیاش با راجا صاحب، یک الماس بیقیمت توسط پانا دزدیده میشود و در ماشین هیرا پنهان میشود. وقتی هیرا از این دزدی و اینکه در اختیارش اموال دزدیده شده است مطلع میشود، تصمیم میگیرد پانا را به پلیس معرفی کند و در این لحظه متوجه میشود که پانا خواهر کوچک ریما است.