خط داستانی
اکثریت مردم از این موضوع بیخبرند که کنت پاتریس، ولیعهد سیمنیا است. یک روز او با یخت خود به نام "بنگال" به سمت شرق سفر میکند و در کنار کریستیان، یک پرنسس زیبا که عاشق اوست، قرار میگیرد. به طور تصادفی، پاتریس آنار، یک زیبای شرقی را از حرمسرا که در آن اسیر است، آزاد میکند. عشق بین این دو جوان شکل میگیرد که این موضوع کریستیان را عصبانی میکند. زن حسود و عصبانی به هر قیمتی سعی میکند مانع ازدواج پاتریس و آنار شود... با هر وسیلهای عادلانه یا ناعادلانه!