خط داستانی
هیتا، هنرمند صحنه در شرکت تئاتر استار، سوار خودروی صنعتی ساندیپ آناهند میشود و شایعاتی دربارهٔ عشقشان در میان میافتد. سارامان، مالک شرکت تئاتر استار، میخواهد از این عشق بهره ببرد و تبلیغ میکند که نمایش جدیدشان با sponsorship ساندیپ آناهند برگزار میشود بدون اینکه ساندیپ از آن خبر داشته باشد. ساندیپ به بررسی فاکتورهای نامشخص برای پوشاک میپردازد، با هیتا ملاقات میکند و عاشق او میشود. پس از سردرگمیهای فراوان، اوضاع آرام میشود و ساندیپ و هیتا در نهایت ازدواج میکنند.