خط داستانی
هال و میتزی از زمان نوزادی یکدیگر را میشناسند. هال که یک رقصندهی تپ است، اکنون به عنوان ویترینچین در فروشگاه بلک کار میکند که متعلق به پدر میتزی است. آقای بلک از موسیقی جاز و رقص متنفر است. او اجازه نمیدهد میتزی با هال ازدواج کند، زیرا آرزوی هال این است که روی صحنه رقصنده باشد. وقتی میتزی رازی دربارهی گذشتهی خانم بلک فاش میکند، پدرش به زودی نظرش را تغییر میدهد.