خط داستانی
شخصیت اصلی این داستان خندهدار، یک تایپیست معمولی به نام جولینکا سووبودا است که برای شرکت معتبر هروبی و پسر کار میکند و در یک زیرزمین با خیاط خانم پوکورنیا زندگی میکند. اگرچه او فقیر است و گاهی اوقات دیر میرسد، اما همچنان شاد و خوشرو است. با این حال، یک تصادف کوچک کافی است تا همه چیز تغییر کند. زمانی که او با وزیر تجارت، دکتر هوراک، که بهطور تصادفی در همان ساختمان زندگی میکند، سوار آسانسور میشود. خانم پوکورنیا، با نیت خوب، به خانم صاحبخانه کنجکاو اشاره میکند که جولینکا دوست دختر وزیر است. از این زن پرحرف، شایعهای بیگناه مانند آتش در دشت پخش میشود و به طرز شگفتانگیزی به دختر در هر زمینهای کمک میکند.