خط داستانی
داستان بدون کلام از مردی که در رخت خواب با لباس هایش بیدار می شود و به سمت محل کار می رود تا در یک مغازه کپی کار کند. ناخواسته یک نسخه از دست خود را کپی می کند و ماشین کپی شروع به تولید تصاویر از خودش، خیابان ها و آپارتمان می کند. او دستگاه را از برق می کشد و به خانه برمی گردد و صحنه ای را که دید تکرار می کند. نسخه های او از خواب برخاسته اند و به نظر می رسد او وارد جامعه ای شده که همه شبیه او و با جلیقه شطرنجی هستند. آیا می تواند اوضاع را به حالت عادی برگرداند؟