خط داستانی
در پی جنایتکاران، لاکی به دام میافتد و اسبش را از دست میدهد. جنایتکاران سپس از اسب او برای متهم کردنش به قتل استفاده میکنند. در حین مبارزهاش با جنایتکاران، یکی از آنها را شناسایی میکند و حالا از کانونبال میخواهد که او را از زندان بیرون بیاورد. سپس از کانونبال میخواهد که جنایتکار را از شهر بیرون ببرد تا امیدوار باشد که از او اعتراف بگیرد. پس از پاک کردن نامش، او قصد دارد به دنبال رئیس باند برود.