خط داستانی
خانواده شِن شش فرزند داشتند. سال ها آقای شِن تنها کسی بود که از خانواده حمایت می کرد. یک روز، آقای شِن در یک هواپیمای سقوط کرده در سنگاپور بود و همه بر این باور بودند که او مرده است. خانم شِن سپس به سنگاپور رفت تا برای مراسم تشییع جنازه او آماده شود و دختر بزرگتر مسئولیت خانواده را بر عهده گرفت.
اما برادران و خواهران هرگز به خواهر بزرگترشان گوش نمی دادند. برادر دوم بسیار بدخلق بود و همیشه دیگران را کتک می زد وقتی به او گوش نمی دادند. خواهر چهارم بسیار شکمو بود و هرگز در کارهای خانه کمک نمی کرد. خواهر بزرگتر عصبانی بود و هیچ کاری نمی توانست انجام دهد.