خط داستانی
فلو کوچک دختر یک موسیقیدان نابینا است و این دو با چند سکهای که در خیابان به آنها انداخته میشود زندگی میکنند. پدر ویولن مینوازد و فلو به همراهی او میرقصد و میخواند. مرگ به سراغ پیرمرد میآید و او در مقابل اقامتگاه یک رماننویس عجیب به نام رولند جان میسپارد. رولند و خواهرش فلو را به خانه خود میبرند و به او وابسته میشوند و عملاً او را به فرزندی قبول میکنند.