خط داستانی
راکِر کیمزکی سازمان بزرگ بازرگانی سلاح را هدایت می کند که امپراتوری نینجای سیاه نام دارد؛ گروهی بی رحم که به دنبال کنترل جهان آزاد هستند. هر دلیلی که باشد، هر کس را هم که بخواهد بکشد، کیمزکی برای دست یافتن به جاهطلبی اش آنها را می کشد. پلیس زنی به نام جین که به عنوان فروشندهٔ یک فروشگاه کُت و لباس مخفی کار میکند، موفق میشود دل مارک را به دست آورد، شخصی کلیدی در امپراتوری نینجای سیاه. با به خطر انداختن جان خود باید به مرکز امپراتوری نزدیک شود. کارآگاهان آِکس و جری براون به دنبال عدالتاند. آن دو تصمیم میگیرند دشمنی کشندهٔ آنها، مارک، را از سر راه بردارند. برای جلوگیری از تحقیقات بیشتر، مارک به قتل همسر و پسر آِکس دستور میدهد. این دو قتل خونین آِکس را به خشم نفسانی از انتقام میبرد، خِشمی که ممکن است جان جین را در خطر بیشتری قرار دهد.