خط داستانی
ماریای فعال سیاسی در سازمانی مخالف دیکتاتوری نظامی آرژانتین است. او در فقیرنشینها خواندن و نوشتن میآموزد و با مادرش در یک مجتمع قدیمی زندگی میکند. روزی ماریا در مقابل چشمان مادرش توسط گروهی نظامی با لباس غیرنظامی ربوده میشود. او را به گاراژ اولیمپو میبرند، یکی از اتاقهای شکنجه که بهانهای برای بیتفاوتی عمومی است. تا برای به دست آوردن اعتراف، تِیگر، رئیس مرکز، او را به یکی از بهترین افرادش فِلیکس میسپارد.