خط داستانی
انریکو سی ساله بیکار است و زندگی اش را بین مسابقات عمومی و دوستانش در بار می گذراند اما روزی سیلوانا دوست دختر زیایش ناگهان بدون توضیح او را ترک می کند زندگی او فرو می پاشد و انریکو حتی به طور ناقص دست به اقدام خودکشی می زند ایلوورا دختری شیرین که او نیز اخیراً از دلشکستگی رنج برده قلبش را ترمیم می کند همه چیز به نظر خوب می آید وقتی سیلوانا برای حضور دوباره به صحنه می آید انریکو چاره ای جز تقسیم زمان بین دو ندارد مارتا زیبای غریبه با فرزندانی او را به دور دوری می کشاند و به اروگوئه می برد اما سیلوانا همواره در قلب او خواهد ماند