خط داستانی
تقلید از یک شوالیه یکی از بازیهای مورد علاقه قهرمان نه ساله داستان است. او اکنون به عنوان دون کیشوت و گاهی به عنوان دارتانیان با شرارت مبارزه میکند، به دنبال عدالت است و از ضعیفان دفاع میکند. او و دوستانش با زرههای مقوایی تمام روز بازی میکنند. اما در حین بازی، او ناخواسته شاهد رابطه بین والدینش میشود و به تدریج درک میکند که دنیای بزرگترها بسیار دور از اصول شرف شوالیهای است. والدینش او را دوست دارند، اما هرگز به نظر نمیرسد که زمانی برای شنیدن نگرانیهایش پیدا کنند. فریب، فساد و عدم احترام در خانوادهاش او را از هم جدا میکند. تنها بزرگسالی که پسر به او اعتماد دارد، داییاش است که دوستی واقعی و برابری با او دارد. او او را به سینما و تئاتر میبرد و با او مانند همسالانش صحبت میکند. آیا این کودک حساس هرگز موفق به ساختن زره داخلی در برابر خودخواهی و بیادبی خواهد شد؟