خط داستانی
برونچو بیلی در یک مشاجره با فارو دن، یک قمارباز ورق، به او شلیک میکند و فرار میکند. در حال تعقیب، او در واگن مردی که در دشت ملاقات میکند، پنهان میشود. گروه تعقیب توسط دوست برونچو بیلی فریب میخورند و فراری موفق به فرار میشود. چند سال بعد، برونچو به عنوان کلانتر یک شهرستان همجوار منصوب میشود.