خط داستانی
پس از سالها کار در ایتالیا و آلمان، جوزپه بازنشسته است و به خانه خانوادگیاش در ایستریا بازمیگردد. او تنهاست و مادرش به او توصیه میکند ازدواج کند. او یونیورم پدرش از ارتش اتریش-هنگری را در اختیار میگیرد و برای یافتن همسری به سفر میرود که در شرق «گذار» به گرمی مورد استقبال قرار گیرد. مسیر او را به بوداپست، مونتهنگرو، ووژوودینا میبرد. نقشهاش چندان به آسانی عملی نمیشود...