خط داستانی
تامی بیپول اما دارای بدهی، با وجود هیجان برای رهایی، به زندگی والدینش ادامه میدهد. آگهی شغلی با حقوق ۴۰۰ مارک در هفته برای او فرصت مخصوصی به نظر میرسد. او به آشنایی با ستونی فروشنده با هدایت کال میرسد. اما ایدههای او از زندگی آزاد خیلی زود نقش بر آب میشود: بیش از دوازده ساعت کار میکند، از درِ خانه تا درِ خانه برای فروش اشتراک مجله میرود، در اتاق مشترکی کثیف زندگی میکند و با خشونت روانی روبهرو میشود. او چون بردهای در زندگی بیامید میماند؛ چگونه میتواند از این وضعیت فرار کند؟