خط داستانی
راجان در روستای خود یک ترس واقعی است. ناکامیهای عاطفی در زندگیاش باعث رفتارهای بزهکارانهاش شده است. راجان عاشق رادا بود و آنها آرزو داشتند که با هم ازدواج کنند. اما رویای آنها محقق نمیشود. برادر راجان، گوپالا پیلا، با رادا ازدواج میکند. راجان که از سوی برادر، معشوق و اعضای خانوادهاش نادیده گرفته و فریب خورده است، به بزهکاری روی میآورد.