خط داستانی
میلانو، مانند پاریس یا اشتوتگارت و مانند بسیاری از شهرهای اروپایی دیگر، صحنه درام مهاجرت است دیامبا داستان خود و برادرش یارو را که هر دو مهاجر سنگالی هستند در ایتالیا با بازگشت طولانی و تکه تکه به عقب روایت می کند که با قتل یارو آغاز می شود و سفرشان از روستا، رسیدن به اروپا، کارشان در فروش فندک و برداشت گوجه در جنوبی ایتالیا را به عنوان مراحلی که هر شهروند غیر اتحادیه اروپا طی می کند بازگو می کند