خط داستانی
مینون، دختر نجیب زادهای که در کودکی توسط گروهی از کولیها دزدیده میشود. مادرش از غم او میمیرد و پدرش، که از این دو ضربه دیوانه شده، خانه اجدادیاش را رها کرده و به زندگی پرسهزنی به عنوان یک خواننده میپردازد تا دخترش را پیدا کند. مینون در طول زمان توسط کولیها بدرفتاری میشود تا اینکه توسط دانشجوی مسافر، گوگلیانو، نجات مییابد و به او عاشق میشود. اما او به بازیگر فریبنده، فیلینا، علاقهمند است. حوادث در یک قلعه به اوج میرسد که همه شرکتکنندگان ملاقات میکنند و اقدامات شدید به عواقب نزدیک به مرگ منجر میشود تا اینکه همه چیز به خوشی حل میشود.