خط داستانی
پاییز دیرهنگام است و اسکیماها از میان برف نرم عبور میکنند و در دره رودخانه کارماکها، پناهگاههایی با دیوارهای برفی و سقفی از پوست، میسازند. غازها رفتهاند اما تعدادی گاو میش دیده میشود. مردی از فکهای کاربو یک سورتمه اسباببازی میسازد و آن را به یک تولهسگ وصل میکند. روز بعد، زنان برای چراغ و آتش، خزه جمعآوری میکنند. مردان با نیزه از طریق یخ ماهیگیری میکنند. زن ماهی را میپزد در حالی که مردان مازاد را ذخیره میکنند. سپس خانواده در کارماک غذا میخورد. مردان یک ایگلو میسازند و وسایل خانه را جابجا میکنند. آنها کار پیچیده ساخت یک سورتمه را آغاز میکنند، با استفاده از پوستهای چادر، ماهیهای منجمد، شاخهای کاربو و بند پوستسنجابی. زن بر روی یک پارکا کار میکند و از پوست کاربو بیشتری استفاده میکند و بچهها بازی میکنند. حالا سورتمه آماده بارگیری است و به زودی خانواده به سمت سواحل در حال حرکت است.