خط داستانی
تروریست خمر سرخ، کیرون چاو و واحدش برای آخرین مأموریت خود به هنگ کنگ میرسند. تاد، پسر چاو و دست راست وفادار او، دچار یک آسیب جدی به سر میشود. حالا که به طور کامل فراموشی گرفته، تاد از کما بیدار میشود و متوجه میشود که زندگی جدیدی به او داده شده است، زندگیای که ممکن است به مرگ او منجر شود. با کمک روانپزشک، شیلی کوان، افسر ضد تروریسم، مارک چان سعی میکند تاد را متقاعد کند که او در واقع یک پلیس مخفی است که برای نفوذ به گروه چاو فرستاده شده است. با بازگشت تکههایی از حافظه شکستهاش، تاد مجبور است بین گذشته تاریکش و این یک فرصت برای رستگاری انتخاب کند.