خط داستانی
آقای پیتر جونز قسم خورده است که ازدواج کند. در تلاشهایش برای پیدا کردن همسر دلخواه، او چند آگهی در روزنامهها درج کرده است. بنابراین او را میبینیم که از میان صدها نامه عبور میکند و با بیمیلی بیشتر عکسهای همراه پاسخها را کنار میزند. در نهایت یک نامه نظرش را جلب میکند؛ نوشتار عالی است، عبارات دلپذیرند و عکسی که از پاکت بیرون میآورد، شباهت یک دختر جوان، زیبا، خندان و بهطور کلی ایدهآل برای همسری را به او نشان میدهد. اما در حالی که او با چشمان نیمهباز به شادیهای پیش رو فکر میکند، حقیقت قدیمی از چاهی در وسط اتاق بیرون میآید و آینهای به او ارائه میدهد که در آن میتواند واقعیت را ببیند.