خط داستانی
یک جوان از طبقه اجتماعی از دختر نابینایی که دوستش دارد، توسط ملکهای طمعکار از دنیای نیمهزنده دزدیده میشود که در ابتدا فقط به ثروتش علاقهمند است. به زودی او به او علاقهمند میشود و احساساتش او را پاک میکند. او متوجه میشود که اگر با هم بمانند، زندگی او را خراب خواهد کرد و در خاکستری سپیده دم خودکشی میکند و او به عشق واقعیاش بازمیگردد.