خط داستانی
زنان آمریکایی به تانزانیا می آیند تا در بیمارستانی برای آشفته اندیشه کار کنند و با معشوق تانزانیایی خود آشنا می شوند. با بیمار کمابیش کتاتونیک Samahe که با واقعیت دیگری ارتباط برقرار می نماید، آنها در مواجهه با گذشته فردی و جمعی توسط ترس ها و تصاویر فراموش نشدنی درد به دام می افتند. تنها از طریق روح مانهی مانگارمیزی، زنان می توانند با درک نیاکان و حضور همیشگی آنان در جهانی پر از قساوت، نفرت و مرگ به زندگی بازگردند. داستانی که ارتباط بین آفریقا و دیاسپورایش را باز می طلبد و جسارت دارد تا تاریخ دو قاره را به رشته ای از درد بگشاید تا درمان روح فراهم آورد.