خط داستانی
خانم ارول، در حال تمرین برای یک نمایش است اما این را از لئون پنهان کرده است و او را مجبور میکند تا تاکسی بگیرد، زیرا به ماشین خانواده نیاز دارد. راننده تاکسی داستانی از یک مثلث عاشقانه را برای لئون تعریف میکند که تخیل او را به آتش میکشد. او همسرش را دنبال میکند و او را در حال تمرین یک صحنه عاشقانه با یک بازیگر میبیند و فکر میکند که این واقعی است. او در حال رفتن است که صدای شلیک یک تپانچه را میشنود و به سرعت برمیگردد تا همسرش را در حال پر کردن یک دمی در یک سبد ببیند، اما او فکر میکند که این یک بدن واقعی است. برای محافظت از همسرش، لئون سبد را میدزدد و تقریباً توسط جمعیتی که نیز فکر میکنند سبد حاوی یک بدن واقعی است، دار زده میشود.