خط داستانی
پامپوش اولین فیلم هند در ژانر ژیواکلر است و داستان یک یتیم ناشنوا به نام موگلی را روایت میکند که توسط مالک فقیر یک خانه قایقی ویران به نام قاسم به فرزندی پذیرفته میشود. اگرچه قاسم و دختر نوجوانش نسیم این یتیم را به آغوش میکشند، اما همسر قاسم با این کودک بدرفتاری میکند و او به زودی به یک کارگر خانگی تبدیل میشود. تنها فرار دختر کوچک به دامن طبیعت است، جایی که با پروانهها، قورباغهها و ماهیها دوست میشود. داستان مورد علاقهاش داستان پادشاه قورباغه است که در کاخ او هیچ اشکی وجود ندارد و همه روز را شاد هستند. در مزارع لوتوس کشمیر که محل بازی اوست، او با پیرمرد دریاچه آشنا میشود که با این کودک تنها دوست میشود. سپس، یک روز، وقتی بیعدالتیهای مادرخواندهاش از حد فراتر میرود، موگلی یک قایق دزدی میکند و به دریاچه میرود تا به دنبال کاخ پادشاه قورباغه بگردد و هرگز دیده نمیشود. این داستانی تلخ و شیرین است که تنها با لحظات عاشقانه بین نسیم و عشقش عزیز تسکین مییابد.