خط داستانی
مدیر تبلیغاتی دل هانتر در سازمان آروارا کار می کند اما پس از تصادف ماشین زندگی اش ناگهان دگرگون می شود شب ها کابوس می بیند و روزها هذیان می شنود جهان مانند رایانه به نظر می رسد اعداد و نام ها به اشیاء می چسبند پزشک کمکی نمی کند و هذیان ها بدتر می شود کتابدار وندی تنها کسی است که می تواند اعتماد کند آنها با هم سعی می کنند حقیقت را پیدا کنند