خط داستانی
دیمیترا کوتسیابیاساکوس هشتاد و هشت ساله است و تنها در روستای آرماطولیكو در دامنهٔ کوه پیندوس و کنار رودخانهٔ باستانی آخلئوس زندگی میکند که به نام خدای اسطورهای رودخانهها نامیده شده است و به دنبال به دست آوردن محبت زنی خاص با او مبارزه کرده است. خانهٔ دیمیترا در نزدیکی محلی واقع است که کار مهار آبی عظیم در آن در حال ساخت است و در میانهٔ محدودهای قرار دارد که پس از تکمیل ساخت و ساز، به دریاچه تبدیل میشود. به دلیل اتفاقی عجیب، مصالح استفادهشده در ساخت سد محصول شرکت سیمان با نام «هرکولس» است تا به نظر برسد رقابت کهن میان آخلئوس و هرکولس تا به امروز ادامه دارد. دیمیتریس، کوستاس و پتروس تصمیم میگیرند از مادر بزرگ خود دیدن کنند و یک مستندسازی انجام دهند.