خط داستانی
در منطقهای به نام کورُسکا مزرعهای وجود دارد که چیزی گرانبها را نگه میدارد—یک میز که میتواند بالا بیاید و سوالها را پاسخ دهد. این میز قرنهاست در خانواده بوده و هیچکس نمیداند سازندهاش کیست. برای راهاندازی نیاز به انرژی فراوان است، بنابراین مادربزرگ مارییا و نوهاش سیمونا دستهایشان را به میز میگذارند. میز هیچ سوالی دربارهٔ مرگ را پاسخ نمیدهد و گاه دروغ میگوید. اگر از پرسیده شود آیا همهچیز را میداند، با بالا رفتن بلندای خود پاسخ میدهد. میروسلاو ماندیک برای دیدن این عجایب با چشم خودش به سفر میرود.