خط داستانی
لینده به عنوان خدمتکار اتاق در هتلی مجلل کار پنهانی دارد روز تولد هفده سالگی اش مثل روزی دیگر به نظر می رسد تا اینکه صدای هراس آور از یکی از اتاق ها می شنود فریاد و گریه را می بیند بعداً می بیند مردی دختربچه نیجریه ای را به داخل ماشین میبرد وقتی میفهمد همسالش احتمالا قربانی قاچاق انسان است از جنبه های تاریک جامعه و موقعیت ممتاز خود آگاه میشود