خط داستانی
زوجی کهنسال شانکار و ایلا باشگی در خانه ای بزرگ و خالی تنها زندگی می کنند و با ترس از آینده نامه ای به رئیس جمهوری هند می نویسند و از گناهی که به باورشان مرتکب شده اند ابراز پشیمانی می کنند و تقاضای رحم دارند. در انتظار نتیجه، به تلاش برای برآورده سازی آرزوی دیرینه خود می پردازند و با الهام از یک واقعیت، زندگی این زوج را از راه ذهنی و زیبایی شناسانه بررسی می کند.