خط داستانی
شب یکی از پیست های اسکی خاموش، آماده سازیِ مراسم شبانه ماشینهای گریس دهی است. بیست و پنج ساله آنتوان با تیمش دیدار میکند. درست در وسط جهان، بالهٔ جادویی ماشینها که بیوقفه شکل دهی به چشمانداز میزند آغاز میشود. کوه ناگهان به غرّش میآید. در شب، آنتوان در مسیر سفری آغاز میکند که افسانههای کوه را که همواره هم ترسناک و هم مقدس بودهاند، به همراه دارد.