خط داستانی
زندگی تنهای یک گورکن برای همیشه تغییر میکند زمانی که او مردی با زخمهای وحشتناک را در قبرستان پیدا میکند. پس از اینکه او را به خانه میبرد، گورکن متوجه میشود که این مرد در واقع ساخته دکتر ویکتور فرانکشتاین است که در حال شکار هیولای ساخته خود قبل از اینکه دوباره قتل کند، است. گورکن با انتخاب نجات هیولا که با او دوست شده یا اجازه دادن به دکتر فرانکشتاین برای انتقام خونینش مواجه میشود. این داستان از ما میپرسد، معنی انسان بودن چیست؟