خط داستانی
از زمان ناپدید شدن پدرش، یازده ساله ایلِف از برادر کوچکش جوناس مراقبت می کند. در عین حال مادرشان بیشتر به اتاقش بالا می رود. با گذر زمان، در این درام کوتاه با کمی واقع گرایی جادویی، ایلِف به جهان خود می رود و از تماشای چشم به دریا پدرش را در آرزوی دیدار دوباره نگاه می دارد.