خط داستانی
برای اورسولا گوتِه، همسر مهندس جوانی که در آستانه پیشرفت است، زندگی در دوران پس از جنگ دوباره به روال میافتد. اما وقتی دخترش مارتینا را که او فکر میکرد مرده است از آگهی جستجو پیدا میکند، خوشحال اما نیز بسیار ترسان میشود: دختری از مردی است که در طول جنگ با او آشنا بوده است. حالا ریچارد در آستانه مدیر کارخانه شدن است و نمیخواهد به خاطر داشتن فرزند نامشروع زیر سوال رود.