خط داستانی
ایمی تازهوارد شهر میشود و به نظر نمیرسد بتواند با کسی قرار بذارد... یا حتی دختری به سویش نگاه بیندازد. تا این که با جِوان فاکس قدرتمند آشنا میشود. جِوان متأسفانه علاقهای به عشق ندارد — اما او برای خود یک گوشه از بازار دارد. و خوشبختانه برای ایمی، این بازار به فروش میرسد