خط داستانی
نورا، که رئیس باشگاه دختران مجرد است، نامهای دریافت میکند که خبر مرگ عمویش در غرب را اعلام میکند و اینکه او وارث ثروت عظیم او شده است. از جمله یک مزرعه در گری اوکس. نورا تصمیم میگیرد به غرب برود و مدیریت مزرعه را به عهده بگیرد و خود به تنهایی آن را اداره کند. او از همه دختران دعوت میکند که با او بیایند و آنها به سمت خانه جدیدشان حرکت میکنند. وقتی به گری اوکس میرسند، به کابویهایی که در ایستگاه به استقبالشان آمدهاند توجهی نمیکنند و بلافاصله با کالسکه قدیمی به سمت مزرعه میروند. کابویها دنبالش میآیند، به مزرعه نزدیک میشوند، خدمات خود را پیشنهاد میدهند و با رانده شدن از محل پاداش میگیرند. پسرها تصمیم میگیرند که به دختران نزدیک شوند و نقشهای طراحی میکنند.