خط داستانی
عریفه که در روستاهای آناتولی برای عروسیها داستان میگوید و همسرش سیوان که در همان مجالس مردم را به رقص سرگرم میکند، در کوهستان در نزدیکی ازدواجی که دعوت شدهاند راه میفتند؛ اما سیوان ناگهان سکته میکند. در غاری درحالی که اراذل به خانهٔ این دو میرسند، عریفه بیپناه میافتد و او با روایت زندگی سه راهزن به شیوهای رمزآلود و داستانگویانه آنها را آرام و روشن میکند تا سپیدهدم برسد و حالا باید تصمیمی بگیرند.