خط داستانی
رئیس قبیله سیو و چاینیها در یک دوئل تا مرگ مبارزه کردهاند و بین این دو قبیله دشمنی وجود دارد. در نتیجه، وقتی پسر رئیس قبیله چاینی به خواستگاری دختر رئیس قبیله سیو میرود، توسط مردان قبیله سیو به اسارت گرفته میشود و در آستانه مرگ قرار میگیرد. اما او توسط دخالت دختر نجات مییابد، اما تحقیر رئیس قبیلهاش نسبت به نرمخویی او و تمایل به حل مسئله، او را بر پشت یک اسب وحشی میبندد و دو اسب دیگر انتخاب میکند و یکی را به چاینی و دیگری را به سیو میدهد و به آنها میگوید که کسی که دختر را بگیرد، او را میبرد. یک تصویر بسیار هیجانانگیز به وجود میآید که همه از آن لذت خواهند برد.