خط داستانی
بیست و پنج ساله مست زده دوزمانه خسته و رها شده و ترک شده جک به نوعی بحران میان سالی را تجربه می کند روزها در پمپ بنزین کار می کند و شب ها نویسنده بودن را تجربه می کند در نهایت همیشه توانسته تزلزل sobriety را تحمل کند اما هنگامی که بلاک نویسندگی اش کاهش نمی یابد و شریک روحی او ادعا می کند که برای بهترین دوستش از او جدا می شود جک راهی تازه برای رسیدن به پایین ترین نقطه را می یابد پس از ماجراهای شدید به دلیل نوشیدنی بیش از حد با Demon های درونی روبرو می شود و باید با خود رو به رو شود اما اقرار به مشکل داشتن و انجام کاری در این باره دو چیز کاملاً متفاوت هستند