خط داستانی
ناستیا، ساشا و کریستینا ۱۶ ساله هستند. آنها در یک مدرسه در یک شهر بلاروسی تحصیل میکنند و زندگیهای معمولی نوجوانانه با مشکلات و آرزوهای معمولی دارند. ناستیا میخواهد زندگی بهتری داشته باشد. رویای او تحصیل در لهستان است. چند بار در هفته به یک معلم خصوصی زبان لهستانی میرود. در این سفرها، دوستش ساشا او را همراهی میکند. این پسر به طور مداوم توسط همکلاسیهایش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، زیرا آنها فکر میکنند او همجنسگرا است. کریستینا نیز برنامهای برای تحصیل ندارد و بیشتر به قرار ملاقات با دوست پسر جدیدش علاقهمند است. مدرسه قوانین و انضباط سختی دارد که از زمان شوروی تغییر چندانی نکرده است. تنها فردی که متفاوت است، یک معلم جوان زبان انگلیسی است. یک روز همه چیز تغییر میکند. یک رویداد شوکهکننده ترسها، تعصبات و نفرت از کسانی که متفاوت هستند را به وجود میآورد.